
در این مطلب، جدیدترین اخبار و اطلاعات مربوط به «که عشق آسان نمود اول ...» را به همراه نکات مهم و جزئیات تکمیلی خواهید خواند. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. خاطرات طلبه شهید " سید علی حسینی " قسمت : چهلم و یکم نه دلی برای برگشتن داشتم ... نه قدرتی ... همون جا توی منطقه موندم ... ده روز نشده بود، باهام تماس گرفتن ... سریع برگردید ... موقعیت خاصی پیش اومده ...رفتم پایگاه نیرو هوای...
ادامه مطلب
این گزارش با هدف ارائه اطلاعات کامل درباره «بیا زینبت رو ببر» تهیه شده است و مهمترین نکات منتشر شده را در اختیار شما قرار میدهد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. خاطرات طلبه شهید " سید علی حسینی " قسمت : چهلم و دوم تا بیمارستان، هزار بار مردم و زنده شدم ... چشم هام رو بسته بودم و فقط صلوات می فرستادم ... از در اتاق که رفتم تو ... مادر علی داشت بالای سر زینب دعا می خوند ... ما...
ادامه مطلب
در ادامه این مطلب، مهمترین اطلاعات منتشر شده درباره «آجرک الله یا صاحب الزمان (عج)» را همراه با جزئیات تکمیلی مطالعه خواهید کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. فرارسیدن تاسوعا و عاشورای حسینی بر همه ی مسلمین جهان تسلیت باد . عکس از : http://marveh-persianb.rasanetv.ir ...
ادامه مطلب
در این مطلب، جدیدترین اخبار و اطلاعات مربوط به «خود خود آرامش» را به همراه نکات مهم و جزئیات تکمیلی خواهید خواند. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. وقتے ڪہ بے قرارم و دلتنگـتنها جایے ڪہ آرومم میڪنہ همینجاست...همینجا ڪنار یہ سنگ زیباڪہ روش اسم شما حڪ شده؛"شهید گمنام"اینجا خود خوده آرامشہ... منبع : کانال تلگرامی با شهدا تا شهادت ...
ادامه مطلب
فرارسیدن تاسوعا و عاشورای حسینی بر همه ی مسلمین جهان تسلیت باد . عکس از :http://marveh-persianb.rasanetv.ir ...
ادامه مطلب
خاطرات طلبه شهید "سیدعلیحسینی" قسمت :چهلمودوم تا بیمارستان، هزار بار مردم و زنده شدم ... چشم هام رو بسته بودم و فقط صلوات می فرستادم ... از در اتاق که رفتم تو ... مادر علی داشت بالای سر زینب دعا می خوند ... مادرم هم اون طرفش، صلوات می فرستاد ... چشم شون که بهم افتاد حال شون منقلب شد ... بی امان، گریه می کردن ... مثل مرده ها شده بودم ... بی توجه بهشون رفتم سمت زینب ... صورتش گر گرفته بود ... چشم هاش کاسه خون بود ... از شدت تب، من رو تشخیص نمی داد ... حتی زبانش درست کار نمی کرد ... اشک مثل سیل از چشمم فرو ریخت ... دست کشیدم روی سرش ... زینبم ... دخترم ... هیچ واکنشی ن...
ادامه مطلب